تبليغاتX
تا انتخابات
فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه


منتقل شدیم به اینجا:

http://vaadi.persianblog.ir/


+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 7:43  توسط جواد درویش  | 

 

خاک بودم آب بودم گِل شدم
عالمی گُل کردم آخر دل شدم

غیرت حزن احتضار شرم داشت
لیلی بی پرده ی محمل شدم

نغمه ها دارد مقامات ظهور
او غنا ورزید و من سائل شدم

در من و او غیر حق چیزی نبود
فرقی اندیشیدم و باطل شدم

همچو اشکم لغزشی آمد به پیش
گام اول محرم منزل شدم

 ...........................................................

پ.ن1: ..يا أَيهَا النمْلُ ادْخلُوا مَسَاكنَكُمْ لَا يَحْطِمنَكُمْ سُلَيمانُ وَجُنودهُ وَهم لَا يَشْعُرون (18نمل)


پ.ن2:
انقلاب در حال نفاق زدایی است و  جلوه ای از جلوات یوم الفصل است.... و وُجُوهٌ يَومَئذٍ عَلَيها غَبَرَة * تَرهَقُها قَترَة  (40و41 عبس)


پ.ن3:
وَاصْبِر علَى مَا يَقولُون وَاهجُرْهُم هَجرًا جَميلا (10 مزمل).... ارمیای ارمیا شده ام.....مثل نوای این موسیقی..محکم و آرام...


پ.ن4:
سر چه باشد در ره یار دهیم.....این متاعی است که هر بی سرو پایی دارد..
کمترین چیزی که بشود در راه این رهبر الهی داد جان ناچیز است...خدایا لیاقت این کمترین را از ما دریغ نکن...

پ.ن آخر :حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ 
مَتی ما تَلقَ مَن تَهوی دَعِ الدُنیا و اَهمِلها...


 و تَمت.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 11:7  توسط جواد درویش  | 


بعد از مناظره دکتر احمدی نژاد با میرحسین موسوی، سایت های حامی مهندس موسوی، ضعف ایشان در مقابل پاسخگویی به اتهاماتی که پیش از این متوجه دولت کرده بود را "وقار" و "متانت"  نامیدند و در عوض سوالات بی پاسخ احمدی نژاد را نشان از بی ادبی و بی اخلاقی او قلمداد کردند. در این زمینه نکاتی به نظر رسیده که عرض می شود:


1-      آقای میرحسین موسوی 4 ماه است در هرجا سخنرانی می کند، اتهامات بیشماری را به دولت وارد میکند و نسبت های ناروایی به  رئیس جمهور می دهد. اولاً سوال اینجاست که اگر ایشان معتقدند باید کسانی که به آنها اتهام وارد می شود در جلسه حاضر باشند(چنانچه چند بار در مناظره گفتند)، آیا در سخنرانی های و همایشها و برنامه های رادیویی و تلویزیونی ایشان، رئیس جمهور یا نماینده ای از دولت حاضر است؟ مثلا آنجا که گفتند " 300 میلیارد پول نفت کجا رفته" یا آنجا که اعلام کردند " 1 میلیاردی که در دولت گم شده را باید در ستادهای احمدی نژاد پیدا کرد"، رئیس جمهور یا نماینده ای از دولت حضور داشتند؟

 ثانیا چطور است که در این همایش ها، وارد کردن اتهامات در غیاب رئیس جمهور، "شجاعت" و "جسارت" و "حرف دل مردم را زدن است"، اما در مناظره رو در رو، سکوت کردن ایشان و ناتوانی از پاسخ گویی به اتهاماتی که قبلا زده اند، می شود "متانت" و "وقار" !؟  گذشته از این، اگر ایشان همه جا داد تظلم می دهد و به قول خودش برای گرفتن حق مردم به میدان آمده، پس در مقابل کسی که معتقد است این حق را ضایع کرده، چه جای سکوت و متانت ورزی است!؟ 

2-      در 40 دقیقه ای که آقای موسوی فرصت صحبت کردن داشت، چند بار توهین های مستقیمی به رئیس جمهور کرد. دوران ریاست ایشان را با دوران استبداد صغیر مقایسه کرد، ایشان را به رضاخان تشبیه کرد، سیاستهای عهد قجری را به دولت نسبت داد و روش ایشان را دیکتاتوری نامید. در مقابل، احمدی نژاد 3 بار در شروع صحبتهایش گفت "آقای موسوی من شما را دوست دارم". حالا این اظهار علاقه،  شد "بی ادبی" ؟ و توهین های آقای موسوی "متانت"؟

3-      آقای موسوی بارها اعلام کردند که معتقد به گردش آزاد اطلاعات هستند و دانستن حقایق را حق مردم میدانند و با همین توجیه تا الان به جای ارائه برنامه فقط به اتهام و تخریب دولت پرداخته اند. ولی وقتی با اعلام اسامی مفسدین اقتصادی، جاعلان مدارک تحصیلی و تناقض گویی های خود مواجه می شوند، این ارئه اطلاعات به مردم را "بی ادبی" می نامند.

4-      بارها و بارها روزنامه های دوم خردادی و حامیان آقای موسوی، اعلام کردند اگر مفسدین اقتصادی وجود دارد چرا اسامی آنها را اعلام نمی کنید. آقای موسوی هم وجود مافیاهای نفتی را غیر واقعی و خیالی نامید. اما حالا که اجابت درخواست خود ایشان، یعنی اعلام مفاسد اقتصادی، چیزی جز روسیاهی برایشان باقی نگذاشته، کار رئیس جمهور  شده "بی ادبی"

5-      در همین برنامه مناظره، آقای موسوی اتهاماتی را به آقای محصولی، کردان و مسئولین سایت رجانیوز، وارد کرد. اما اسم بردن از فرزندان آقای هاشمی و ناطق نوری را به دلیل اینکه در جلسه حاضر نیستند، کار ناپسندی دانست. سوال اینجاست که آقای محصولی و کردان و مسئولین رجانیوز، در جلسه حاضر بودند؟ یا اینکه اصولاً ایشان آبروی فرزندان آقای هاشمی و ناطق را مهمتر از دیگران می دانند!؟

6-      آقای موسوی در مناظره از آقایان هاشمی و خاتمی اعلام برائت کردند. البته اگر در گفته خود صادق باشند و بعد از این واقعا آقای هاشمی و خاتمی به ایشان "ربطی نداشته باشند"، ما این را به فال نیک می گیریم. ولی برایمان سوال است که  چرا در همایشی که به اسم ایشان برگزار می شود و خود ایشان در آن حاضر نیستند، آقای خاتمی و دختر آقای هاشمی را به جای خودشان برای سخنرانی می فرستند؟
ایشان گفتند هرکس می تواند از من حمایت کند و هر ایرانی یک ستاد. سوال اینجاست که چرا همه غارتگران بیت المال از ایشان حمایت می کنند؟ چرا از احمدی نژاد حمایت نمی کنند؟ چرا بهاییان، صهیونیست ها، منتظری ها و طراحان براندازی جمهوری اسلامی، همه از موسوی حمایت میکنند؟ اینکه دیگر به خود آقای موسوی مربوط می شود!

7-      ما بی ادب باشیم یا هرچیز دیگری که شما بگویید، همین که اولا دل مستضعفان و محرومان، این ولی نعمتان انقلاب خمینی را شاد کنیم و ثانیا به تکلیف الهی خود عمل کنیم، برایمان کافیست. ما نه دین و مقدسات را برای رسیدن به کرسی قدرت هزینه می کنیم. نه از کیسه سیادت برای خریدن رای مردم، خرج می کنیم. ولی یک چیز را حضرت علی(ع) خوب به ما آموخت، اینکه با چپاولگران و غارتگران بیت المال، هیچ جای مدارا و مماشات و عزت و احترام نیست. و بهترین نمونه تاریخی آن هم زمانی است که به ایشان خبر می دهند یکی از مامورین بازار اهواز به نام "ابن هرمه" خیانتی در مال مسلمین کرده. ایشان سریعا نامه ای به کارگزار خود در اهواز می نویسند و به او می فرمایند:

« هنگامي كه نامه مرا خواندي، ابن هرمه را... برکنار کرده و به مردم معرفي كن!‌ به زندانش افكن! آبرويش را بريز! به همه بخشهاي تابع اهواز بنويس كه من چنين عقوبتي براي او معين كرده‌ام. مبادا در مجازات او غفلت يا كوتاهي كني كه نزد خدا خوار مي‌شوي و من به زشت ترين صورت ممكن، تو را از كار بركنار مي كنم و خدا آن روز را نياورد..

شبها، زندانيان را براي هواخوري به فضاي باز بياور جز ابن هرمه ...چون روز جمعه رسید او را از زندان درآور و 35 تازیانه بزن و در بازار بگردان و دوباره خوار وسرافکنده و بی آبرو به زندان بازگردان...مگذار ملاقاتی داشته باشد تا مبادا راه پاسخگویی را به او یاد دهند و به آزاد شدن از زندان امیدوارش سازند...در ضمن حقوق ابن هرمه خائن را نیز قطع کن »

 

------------------------------------------------------------


پ.ن1: لحن رسمی نوشته به خاطر این بود که برای سایت رجا نوشتم ولی هنوز منتشر نکرده (تکذیب شد!)

پ.ن2: امروز نماز مسجدی بودم که آقای مرتضی نبوی هم برای صحبت آمده بودند، بعد از صحبتها، از ایشان درمورد واکنش آقای مهدوی کنی و آقای هاشمی بعد از مناظره پرسیدم. گفتند آقای مهدوی که نظرشان برنگشته فقط گفتند بهتر بود کمی بیشتر مراعات کنید. درمورد صحبت کوتاهی که آقای هاشمی با احمدی نژاد در مراسم سالگرد امام داشتند. (که سایتها عکسش را منتشر کردند و کلی حدس و گمانه زنی کردند) گفتند: راجع به سه مورد صحبت کردند (که یک موردش را ایشان به خاطر نداشت و یک موردش را هم من یادم رفت!!) ولی یک مورد دیگر این بود که آقای هاشمی گفتند درمورد برنامه ریزی و حمایت من از موسوی تو درست می گویی......

پ.ن3: شب مناظره در ساختمان روزنامه ایران بودیم ومناظره را آنجا دیدیم. بچه های رجا هم بودند. فضا که قابل توصیف نیست. ولی جایی که موسوی گفت "بچه های رجانیوز که اینجا هم هستند" شوری به پا شد! هرچند دروغ موسوی و تهمت او به بچه ها، ناخوشایند بود. ولی این ناراحتی و لج جناب میرحسین حاصل زحمت و تلاش شبانه روزی و کار محققانه و خالصانه بچه های رجانیوز در این ایام بود...اجرهم عندالله.

پ.ن4: بعد از مناظره تا صبح مشغول آماده کردن نشریه بودیم، همین "انفجار بغض فروخورده ملت"
قرار بود به مرقد برسد که نرسید ولی بعد خوشحال شدم که نرسید. به نظرم کسانی که به مرقد آمدند بخصوص شهرستانی ها که به عشق امام این همه راه را  بدون جا و آب و غذا...آمده بودند، به مراتب بهتر از ما می فهمند به چه کسی باید رای دهند.. این نکته را جاهای دیگر هم باید مدنظر قرار داد ...نترسیم از میدان ونک و آژانتین و تجریش و نوبنیاد...

پ.ن5: جمله ای از پیامبر(ص) دیدم که در این ایام ازدحام فوروارد و ریپلای! خیلی به دل نشست..فرمودند:

ای ابوذر!برای دروغگو بودن فرد همین بس که هرچه را می شنود بازگو نماید"


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 2:9  توسط جواد درویش  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

 نويسنده جديد وبلاگ: مجتبي عرب مازار يزدي

امروز براي حمايت از جبهه انقلاب و نماد امروزش در برابر جبهه  بهائيان، نهضت آزادي، مشاركت مجاهدين، كارگزاران،(اين ۴تا نياز به لينك هم ندارند) خاندان هاشمي ، جاسبي ، حجاريان ، و باقي شيفتگان انقلاب! و نماد امروز اين جبهه  به اين تصميم رسيدم تا به جمع مردم و دانشجوياني بپيوندم كه اميدشان به دكتر احمدي نژاد است براي ايستادگي در اين جنگ احزاب تمام عيار.

مهم نيست نماد امروز جبهه ضد انقلاب و غير انقلاب چه كسيست و با چه سوابق و حتي تفكري. مهم اينست كه آن شخص خود پذيرفته نماد چنين جبهه اي باشد و يك انقلابي موظف است به ايستادگي در برابر ضد انقلاب ولو در لباس خميني كبير(ره).

امروز حقير تكليف انقلابي خود را در حمايت تمام عيار - با تمام داشته هاي ناچيز- خود از دكتر احمدي نژاد در اين جنگ احزاب يافتم. امروز و در اين زمان مثقال ذره اي شك ندارم كه اتفاقا نه تنها هر بسيجي كه حتي تشكل بسيج هم وظيفه دارد تمام قد از جبهه انقلاب حمايت كند اما جهت رعايت احتياط شرعي ، جلوگيري از ملامت ملامت گران و بهانه جويان داخلي ، عدم تحميل جمع بندي خويش حتي به يك بسيجي ترجيح دادم بار امانت بسيج را به دست عزيزي (آقا سيد محسن دهنوي) بسپارم و به عنوان يك بسيجي اما اينبار در لباس غير تشكل بسيج وظيفه خويش را درستاد خودجوش حاميان دكتر احمدي نژاد در دانشگاه شريف پيگيري كنم.

بازهم مي گويم ذره اي شك ندارم كه حتي تشكل بسيج هم امروز بايد به ياري جبهه انقلاب بشتابد اما مهم اسم نيست مهم اينست كه اگر دنبال بسيجي شدن هستيم بايد تكليف خود را ادا كنيم اگر روزي لازم بود در قالب تشكل بسيج اگر روزي ديگر مصلحت انقلاب اقتضايي ديگر داشت به در قالبي ديگر و بي اسم و رسم.

مهم وظيفه است وظيفه انقلابي

از امروز سعي دارم تا زمان انتخابات حتي المقدور هر روز نكات جالبي كه آن روز از تبليغ هاي بچه ها در سطح شهر يا تجربه ها يا تحليل هاي انتخاباتي كه به نظرم ميرسد يا شبهه هاي دوستان دراين وبلاگ بنويسم آنچه را بايد بنويسم ولو كوتاه.قصد دارم اينجا مرجعي باشد لااقل براي دلسوزان انقلاب اسلامي و خاطراتي كه بايد ضبط و ثبت شود.

 مهم نيست نتيجه انتخابات چه باشد دكتر احمدي نژاد انتخاب شود يا نشود ما پيروزيم اگر براي خدا كار كرده باشيم و مطمئنم كه خدا اين ملت عزيز را كه چشم اميد مستضعفان عالم به آنهاست تنها نخواهد گذاشت حتي اگر يكي از رقباي دكتر هم انتخاب شود ما آن را به ديده صلاح مردم و انقلاب مي نگريم اما آنچه در اين چن روز ديدم از صحبت با مردم در سطح شهر راننده تاكسي، معلم ، بازنشسته ، جوان هاي بي ريش اما صادق و با ريشه ، آب ميوه فروش ، سبزي فروش دوره گرد ، دانشجو و ... اين را نشان ميدهد كه انشاالله پيروزي ظاهري هم از آن ماست. باور كنيد ديدم مردمي كه سروصدا ندارند اتفاقا وضع سود مغزه اش اجاره خانه شان هم بدتر شده بود با چه صداقت و اميدي در مورد دكتر احمدي نژاد صحبت مي كردند. به زبان خودشان نه زبان اتو كشيده كه: مطمئنيم اين كار كرده اين احمدي نژاد دزد نيست ، صادقه و ...

بگوييد و بگويند تا دلشان مي خواهد مرگ براين دولت مردم فريب اما مردم به كسان ديگري در جبهه ديگري مي گفتند مردم فريب. و البته فراموش نكنيد كه خداوند فرمود : «إِنَّا كَفَيْنَاكَ الْمُسْتَهْزِئِينَ»

 امروز روز انتقاد نيست انتقاد از فرداي انتخابات البته دلسوزانه نه بي بند وبارانه. امروز روز تبليغ انقلاب است كه چند ماشين پرسروصداي بوق زن با عكس ميرحسيني - كه مي گفت من دوست ندارم عكسي از من زده شود – ته دلشان را خالي نكند كه نكند احزاب دوباره بتوانند برآنها حاكم شوند.روز تبليغ براي اينكه اگر مردم بخواهند مي شود در برابر احزاب در اين جنگ احزاب ايستاد.

"هُوَ الَّذِيَ أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ "

پ.ن : ديروز يكي از آشنايان كه از اعضاي ارشد ستاد ميرحسينه گفت اين هواپيمايي كه توش بمب كشف شده قرار بوده آقاي خاتمي باهاش جابجا بشه! شنيده بودم 1ماه پيش كه آقاي حجاريان فرمودند: براي پيروزي اصلاحات بايد خون داد. اما وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 13:3  توسط مجتبی عرب مازار  | 


فکری نمی کردم خدای مجیدی هم رنگی شود...
فکر نمی کردم هنر و عشق و عقیده اش را به دروغهای کثیف میرحسینی بفروشد...
فکر نمی کردم برای نام و نان به تقلای مردم فریبی بیافتد...
فکر نمی کردم سرنوشت بچه های آسمان و باران و بیدمجنونش گره بخورد به دهان بازی فائزه هاشمی ها و جلودارزاده ها و مرعشی ها...
فکر نمی کردم دِین لمس کردن هنر اسلامی و تنفس کردن در هوای سینمای دینی و انقلابی اش را با دفن کردن راه امام، ادا کند...

فکر نمی کردم...

***

صحنه ای که در فیلم میرحسین زنی از میان جمعیت خودش را به اتوبوس می رساند و بعد با تلاش وارد اتوبوس می شود و در عین ظاهر ساده و بی سوادش، نطق غرا و جگرسوزی میکند...،
بسیار تصنعی و بی بنیه بود

همان اول که دیدم فهمیدم این صحنه ساختگی است
از تهعد مجیدی هم صرف نظر کنیم...از تخصصش بعید بود چنین صحنه مسخره ای..
جالب که بخشی از صحبت زن را هم با صدای بوق سانسور میکنند
که مثلا ما نهایت صداقتیم و این فیلم به غایت طبیعی...
و بیننده ی گوسفند هم از کجا می فهمد چیزی به نام تدوین و صدا گذاری و غیره و ذلک در سینما وجود دارد که لازم نباشد اینقدر تابلو صدای بوق پخش کنیم..
.
اما هیچکدام تا وقتی این خبر را نشنیدم دلیل نوشتن این مطلب نشد:
زن بینوایِ تنهایِ عاشق فرزندِ قربانی سیاست های نکبت بار دولت نهم....،
یک بازیگر شمالی است که آقای مجیدی در فیلم به خدمت گرفته بود..

----------------------------------------------------------------------

پ.ن1: "سیاستی که عین نجاست است"

پ.ن2: ربنا افرغ علینا صبرا..


+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت 2:5  توسط جواد درویش  |